از همسرم توقع بیجا دارم
پاسخ: نه چوب جادویی هست که رو سر کسی زده بشه و اخلاقش از فردا عوض بشه و نه وردی هست که کسی به کسی یاد بده. شما هم مشکل خودتو می دونی و هم درمانشو. البته نظر من اینه حضوری و همراه همسرت به مشاور مراجعه کنی. چون فکر می کنم همسر شما هم باید اصلاحاتی تو رفتارش صورت بگیره. یک چیزی تو شرایط جدید زندگی شما هست که باعث شده شما ظرف یک سال گذشته دچار این مشکل بشی. اونو باید پیدا کرد. از طرف دیگه حدس من اینه که شما عزت نفس (یا همون اعتماد به نفس) پایینی هم داری. این هم مساله ایه که باید بررسی بشه و با کمک مشاور اصلاح بشه. به هرحال، برای حل مساله هم شما و هم همسرتون باید وقت و انرژی بگذارین. اینکه فقط بخواین کافی نیست. خواستنتون باید همراه تلاش و پشتکار باشه. اصلاح رفتارهای غلط جز با تمرین و تکرار رفتارهای درست، انجام نمیشه. موفق باشین.
برای عروسی لوکس، شاد و دورهمی کوچک می تونی این لیست رو ببینی.
برای عروسی لوکس، شاد و دورهمی کوچک می تونی این لیست رو ببینی.
الان نمیتونی بهش کمک کنی بهش بگو یه مدت آزادی در مورد من خودت و زندگیمون تصمیم درست بگیری با خودت فکر کن من تنهات میزارم نه باهات تماس میگیرم نه پیام میدم چون نمیخوام احساسی تصمیم بگیری و همین کارو بکن اگه برگشت و بعد یه مدت گفت میخوامت دستتو میگیره میبره سر زندگی اگرم برنگشت بدون که نتونسته کنار بیاد جلوی احساسات خودتم بگیر میدونم دلتنگ میشی گریه میکنی همش یادش میوفتی ولی عزیزم بخدا این بهترین کار واسه آینده اس.بزار زندگی منطق خودشو بره بهتر از اینه که بعد چند سال با یه بچه خودتو اسیر زندگی ببینی.
سلام ازتون میخوام کمکم کنید چطور به نامزدم(البته نامزد رسمی نیستیم) اطمینان خاطر بدم زمانی که باهم اشنا شدیم و تصمیم به ازدواج گرفتیم من باکره نبودم و این موضوع رو با ایشون درمیون گذاشتم و ایشون پذیرفتن ما باهم رابطه داریم البته نه زیاد و البته قصدمون هم ازدواج هست خانواده من از وجود ایشون با اطلاعند و بزودی قرار بیان خواستگاریم ما هیچ مشکل خاصی باهم نداریم به جز اینکه تو دوتا شهر خیلی دور ازهم هستیم و بندرت همدیگرو میبینیم و زمانی هم که همو میبنیم وقت زیادی نداریم و راحت نمیتونیم درمورد خیلی از مسائل رودرور صحبت کنیم الان نمیدونم چرا ایشون دچار وسواس یا حساسیت شده و تصور میکنه من دوسش ندارم و نمیتونه بامن زندگی کنه همیشه بهم میگه من میخوام تو فقط مال من باشی فقط و فقط مال خودم منم همیشه درجوابش میگم فقط اونو میخوام و اونو دنیای خودم کردم اما انگار باورش نمیشه نمی دونم چی اذیتش میکنه و چطور میتونم کمکش کنم که این حساسیتش برطرف شه باتوجه به اینکه بینهایت منو دوس داره و منم ایشون رو واقعا دوس دارم میخوام کمکم کنید بهش کمک کنم این فکرای بیخود ازش دور بشه و زودتر باهم ازدواج کنیم